|
|
به نام خدا ... بیست و نهم فروردین 1391 حدودا یک سنه ونیم قبل در چنین ایامی (+ یک ماه) گروهی اشخاص به بیت ما آمدند
و از پدر گرامی ما پرسیدند سبیه تان در کجا بسر می برند؟ ما در مطبخ مضطربانه به اطراف می چرخیدیم...
دو تیم از برای مسائلی که ابدا مالی نبود رقابت می کردند. ما آدم منافقی از آب درآمدیم. آخر توی دلمان سخت شور میزد. در سرمان افکار روان پریشی که بدان استرس نیز گویند نفوذیت داشت. حالمان دیگرگون بود، فشار روانی داشت دیوانه مان میکرد. گهگاه پرده را پس میزدیم آخر آن شور زدن ها و این قند آب شدن ها به تولید محلول ORS انجامید. دلمان دل آشوب شد! علاوه بر مای منافق یک اوی منافق دیگر هم در تیم ما حضور داشت. دایی گرام بزرگ خاندان تیم ما بود که من و "حاج سید مصی چیچالو" حدودا از یک ماه قبل به او متمایس میشدیم و بقول معروف روی مخ ایشان کار میکردیم که به شستشوی مغزی وی انجامید. ابتدای مجلس خان دایی جان حرفهای نامربوط زیاد میزدند که مارا سخت نا امید کرده بود. دست به دامن خدا شدیم تا دست ازین حرفهای بنیاد شکن برداشت. یکی از آن حرفها که مخاطبش ما بودیم این بود: چو کردی با فیلبانان دوستی، بنا کن خانه ای فیلیستی!! نمیدونم کجای تیم مقابل شبیه فیلبان بود!!!
(ما یک عکس بچگیامون با فیل گرفتیم، خداییش کنار هم هیچ وجه تشابهی نداریما! دیگه نمیدونم!) نهایتا تیم ما از صدقه سری دو منافق شریف دست از سرسختی و مقاومت برداشت و تسلیم فیلبانان شد! تو زندگی ما از نقش دو نفر که خیلی سرنوشت ساز شدند نمیشه غافل شد! یکی بیروز عزیز پسرخاله ی مصی جونم، که اگه اون نمیخواست استارت پسرخالشو بدست من بده تا براش استارت بزنم و یا اون زهره میخواست استارت بزنه بلکل باید دور خوشبختی رو خط میکشیدم یا فوق نهایتش میشدم هووی زهره! بعدیش هم همون قضیه منافق شدن دایی... البته بیروز نقشش خیلی پررنگ تره! حالا یه روز ازش تقدیر تشکر میکنم، بعدی که حسابامون صاف شد! از اون زمان یک سال ونیم گذشت و من به حرف غریب دایی جان رسیدم. قبیله ای عجیب
مو شکافی شخصیتی (اونم واسه چنین شخصیتایی که تو تاریخ یه دونه بیشتر ازشون قالب نخورده!) برای منه آی کیو این داستان همچنان باقیست... و در آخر یه توصیه به مجردا: از مهمترین مزیت های زندگی در کانون گرم خانواده
نسبت به زندگی مجردی
"تقسیم پشه ها" بین اعضای خانوادست!!
پ ن عکس: شوشویی با رکابیِ سارافانی ------ به دلیل خنک بودن عریضه ابتدا پوزش و سپس چند بذله گویی را به سمع و نظرتان می رسانیم. باشد که بر ما ببخشایید. > آقا یه دقه وایسید !!! یه سوال! مرد و مردونه ! بالا غیرتن > ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ... > آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق ویتارا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟ روابط عمومی شركت سایپا ![]()
خود کرده را تدبیـــر نیست!
|
|
|
به نام خدا ... بیست و نهم شهریور 1389 ![]() ![]() l------------------------------------
وختی که
فکر میکنید شما را باید قاب کنند بزنند به دیوار آخر خیلی تابلویید وختی که از زندگی نا امید شده اید وختی که وقتی را درست نمینویسید!!! وختی همه
ی کائنات دست به دست هم دهند به مهر تا زندگی تو را کنند آباد! صد رحمت به زلزله بم در همه ی
این حال ها دو نقطه دی بزنید و حالشو ببرید باور کنید
این دو نقطه دی انرژیه هستگی را گذاشته توی جیبش وختی که
دو نقطه دی (نیشخند) می زنید نه تنها خودتان از تشعشعات مثبت فراوان آن بهره
خواهید برد بلکه همینطور امواج خوشگله دایره دایره (شاید هم بیضی بیضی (بستگی به
طرز ایستادن یا نشستن شما دارد) ) از شما به بیرون و پس از آن به افراد دورو برتان
تا شعاع چند مگامتری القا خواهد شد مثالها: وختی
دو قدم راه میروید و میخورید به دیوار نیشخند بزنید چون که فهمیده اید آنجا بن بست
است وختی
دوباره به بن بست خوردید و ایندفه هم اتفاقا محکم خوردید و دندانهایتان ریخت توی
دهنتان باز هم دو نقطه دی بزنید چون که دونقطه دیه تان ازین به بعد تنوع دارد و چه
بسا امواج بیشتری ساطع کند ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ وختی
میروید جلوی آینه و خیلی غصه میخورید، دو نقطه دی بزنید و ذره ذره ی سعیه آخرین
گوشه های مخفیه کشف نشده ی وجودتان را جمع کنید تا لاقل در چشم خود خیلی خوشتیپ و
خوشگل و شیک به نظر بیایید توجه داشته باشید که احساس خوب داشتن نسبت به خود، نیمی از خوشبختی است ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ وختی که
امتحان دارید و برای پاس شدن آن هرچه ذکر هست به تعداد موهای سر مردمان روی زمین و
کتاب آسمانی و کلا معنویات نذر میکنید، در صورت پاس نشدن یک پرینت قلابی از
کارنامه تان با نرم افزارهای باحال ایجاد کرده برای نمایاندن به والدین عزیز (که
اگر روشنفکرتر از اینی که هستند میشدند کار به اینجاها نمیکشید
اما در
صورت پاس شدن ضمنا نگران آخرت خود نیز نباشید، بی شک این عمر پربار توشه ی سنگینی خواهد بود بهشت
رفتید یک سری هم به ما بزنید، ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ و خیلی مثالهای دیگر.... ------------------------------------ پ ن 1: اینجا گرد و خاک تکانی است، لطفا با ماسک وارد شوید ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 2:
خدایا ما از شما متشکریم که هرچه هست حکمت توست ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 3: پسرخاله ی عزیزمان حامد جانه جوان ، گل آبیه نخبه ی خاندان (گل آبی سر هم خوانده شود) در دانشگاه شریفه صنعتیه شهین (ببخشید شریف) رشته مهندسی مکانیک با رتبه 13 جان به جان آفرین ... نه بذارید یه جور دیگه بگم، ( اصلا ولش... پزشو که دادم ، تبریکشم که بهش گفتم.) این را هم
بگوییم که ما مشاورش بودیم در همه ی دوران تحصیل و غیر تحصیلش اگر ما برایش اینهمه دلسوزی نمیکردیم یک جایی قبول میشد مثل دانشگاه روبه روی دانشگاه ما. توضیح: دانشگاه
ما بزرگترین دانشگاه خاورمیانه است ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 4: ما آدم چاخانی نیستیم، فقط گاهی تفننی که اون هم شوخیه چاخان که نیس! اصن به فرض محال که چاخان باشه تخصیر همنشینای چاخانه که شماها باشید
ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 5: می
گویند هرچه پ ن یه یک آپ بیشتر باشد، آن آپ اثر ماندگارتری خواهد بود. ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 6:
(ما الکی
همچنان امید داریم که پدر از خر شیطان بیایند پایین که ما سوار شویم) ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 7: ازینجا به همه ی آنهایی که نمیبینندمان و به یادمان هستند و نمیبینیمشان و به یادشان هستیم خسته نباشید میگوییم ، الافتان نمیکنیم به کارتان ادامه بدهید. ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 8: خیلی
ما ما کردیم ، رشت ... ما را از سخاوت خود مستفیذ گردانید، ما مجبور بودیم برای
این طرز نوشتن ما ما کنیم ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 9:
خدایا ما چکار کنیم که پدر و مادر ما اینقدر زیاد ما را دوست نداشته باشند؟ خدایا
باور کنید ما اصلا فرزند صالح و خلفی نیستیم. ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ پ ن 10:
ما یک اس مس در موبایلمان داریم که ناقص آمده هروقت میخواهیم بازش کنیم یا دیلت
کنیمش کلا ریست می شود. تازه هیچوقت نتوانسته ایم بخوانیمش، دو حالت برایمان پیش
آمده 1.توی کف اش مانده ایم 2. توی خماری اش مانده ایم... در کل مانده ایم چه
بکنیم با این اس (این موبایل ما جی ال ایکس است شاید سیستم فیلترینگ دارد)
خود کرده را تدبیـــر نیست!
|
|
|
به نام خدا ... بیست و هفتم آذر 1388 حوصله هم نداریم که سر بره!
آخه اگه یه ریزه عقل تو این کله بود... (بیخودی نیس مغز من فرار نمیکنه یکی نیس بگه خو به تو چه که مردم روزای جمعه روحیشون فوق معنوی میشه و پول تاکسی حساب نمیکنن که توی جوجه ماشینی هم جو هلپ به خلق الله میگیرت
و دلت میسوزه واسه یه بی فلش که نیتونه فایلای استاد رو بگیره بعد همچین
با یه مهربونی ماورائی حالا اینقد بشین تا صندلیت باغچه ی نداشتت بشه ( سرعت جابجایی بیت در حد سرعت صحبت کردن حجت الاسلام انصاریان )
خود کرده را تدبیـــر نیست!
|
|
|
به نام خدا ... سیزدهم آذر 1388 ![]() با درود بر هیکل شخیص جناب دوستان... از فرط
دگردیسی و زهد مفرط جان به لب شده ایم و دیگر بار رجعت نمودیم به صحنه ی
خالی از سکنه ی تارعنکبوتی اینجا جمله ی ذیل بنده را از گفتن همه ی خصلتهای خوب منجمله فوق دکترای دلبری منع کرده و خود نیز بعنوان شخصی که از گفتن حرف مفت، ریا، رضایتمندی از خود و هزار جور معضلات (خزعفلات) خلاف فروتنی بدم می آید وقت شما عزیزان رو بیش از این نمیگیرم.
مستحضرید که شاعر میفرماید: نسترن... ای عشق من حرفی بزن ... چیزی بگو... چشم... میگم، دندون رو جیگر بذارید(طوریکه سولاخ نشود بعد بیاید اینجا شاکی شید!). گفتم شاکی! اینو ببینید: man
IQ: salamooon alaykom raeese amaliyate enteharie foooloozi، ta ham
aknun ke sa@ 5:35 min has, hich kamenti mabni bar javabe fooloozi az
janebe sujhe daryaft nagardide, tamam l lاین هم ریپورت ماست به فرمانده ی عملیات فولوضی! ببین تو رو خدا منو وادار به چه اعمال خدانشناسانه ای میکنن! خدا جون رسما اکسکیوز می وری ماچ! خودت میدونی که نیت کمک رسانی به خلق ا... بوده ولاغیر! فرمانده ی گرام: فولوضی هم حدی داره دیگه! ینی که چی که من باید زیر زبون بکشم اونم اینقد ضایه!!! ها؟ بزنم از اینجا تا مریخ سینه خیز بری؟؟؟؟ البته مورچه چیه که کله پاچش چی باشه! امروز صب افسردگی حاد منو گرفته بود، حدودا 230 صفه باید مث بلانسبته خر میخوندم، همه موردیو عینه همدیگه! اولش
ساعتا رو حساب کردم، بعد هر ساعت 15 صفه میخوندم به یه جایی میرسیدم! جونم
برات بگه که شروو کردم به خرزنی! یه صفه میخوندم یه ساعت ... بعده هر ساعت چرت، برنامه ریزیم عوض میشدو تعداد صفحات بالا میرفت تا اینکه ظر (ظهر) شد و صفحات به طور سرسام آوری ..... دیگه اینجا اوج افسردگی بود، که ییهو! رفیق شفیق مولانا بدپیله اس دادو گفت امتحان فردا کنسل! آی حال
داد شنگولانه اس زدیم گفتیم ای جوووون، خیلی حال دادی... خدا بهت حال بده بعدا نوشت: تم وبلاگ بنظرتون چطوره؟ بد افتضاح قابل تحمل (.....) این مورد دلخواهه، تعریف کنین پلیز! فقط من مبتدیم هنوز! نمره بخواین بدین زیر 7 از ده قبول نیستا! یهو دیدین کلا زدم دیلتش کردم وبلاگو بعدم خودمو از طبقه ی همکف پله ی شماره ی یک از پایین پرتوندمو چه بسا که زدو این خودکشی موفق بود.
خود کرده را تدبیـــر نیست!
|
|
|
به نام خدا ... بیستم شهریور 1388 پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
سلام با یک عدد همچین چیزایی، < توضیح اسمایل (برای اونایی که منو خیلی دوس دارنو نمیتونن گریمو ببینن! گریه از سر دلتنگیو اشک شوق برگشتو کمی هم مظلوم نماییه (
((ایشون بخشی از کامنت یکی از دوستانه که به ما لطف دارن)) >> هر بار که آمدم به صد شوق و امید در جواب این بیت: ای دوست که لطف تو مرا قابل داشت چندیست که هوش از سر من پا برداشت سرگرم شدیم به حالی سرمَشت احوال وخیمی که به ما عارض گشت (سرمشت : همون سرمست خودمون! ببخشید ما یخده س رو خوب نیتونیم تلفظ کنیم. البت س اول سرمشت بخاطر وجود انرژی باهر جون کندنی بود... چیه؟ خب شعر قافیه میخواد دیگه) خب همین اول زیاد خودمو خسته نمیکنم. قبل اینکه برم اول نماز روزتون قبول باشه... دوم بیست و سوم منو فراموش نکنین.
*** "بدون شرح" ادامه ی ملطب پ ن: مطمئنا برا این بدون شرح حاشیه میسازین!
ادامــه
خود کرده را تدبیـــر نیست!
|
|


به نام خدا ... بیست و نهم فروردین 1391
و از پدر گرامی ما پرسیدند سبیه تان در کجا بسر می برند؟ ما در مطبخ مضطربانه به اطراف می چرخیدیم...
دزدکی به شاه شمشادقدان می نگریستیم و قند توی دلمان محلول می شد!




ینی من فیل بودم؟
یا مصی؟
وجه اشتراکمون با فیل چی بود؟ گوش؟ خرطوم؟ گرند پا؟ زشت؟ د بیا!


شایدم می ترشیدم کسی چه میدونه!؟

(بیروز:
با قابلیت یکی از یکی پیچیده تر! 

خیلی طاقت فرسا بود.




l



















)
molana says moshk it is ke khod bebuyad not that attar begooyad

>


اسه مس دونی
♥ 
صفحه نخست
آی تی نایس
○