X
تبلیغات
ღ. مهندس آی کیووو .ღ






شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

شرح این پارت از زنده گی! کاملا جدی گونه استsmile emoticon kolobok، لطفا دنبال دلقک بازیsmile emoticon kolobok نباشید!

پ ن: ما درین پارت زندگیمان شبها خواب نداشته و روزها میخوابیدیم! bed bug smiley

خونها دادیم و پولها! نوار مغز گرفتند و عکس برداریها! و بلاخره فحشمان دادند و گفتند شما عصبی هستید! smile emoticon kolobok

عصبی شدن ما نتیجه وقایع زیر است به اختصار:

بعد از یک سال و نیم زیر و بالا کردن تمام شهر برای یافتن یک عدد چار دیواریه جُنگ ، از خانه ی اجاره ای و تمام رهن گرفته تا خرید قلنامه ای و سنددار... (هر روز یک سازی میزدیم!) توانستیم خانه ای شیرک و خوب و نقلی به نسبت وسعمان با وجود خانه هایی که نشانمان میدادند: تمام راهرو با اتاقهای کج و معوج که سیم تلفنشان با شما از پله ها بالا میرفت، خریداری کنیم!

از خریدمان سرخوش بودیم که متوجه شده ایم کلاهمان را ورداشته اند و پارکینگ مسقف سمت راستی که در قولنامه ذکر شده بود مال ما نیست!

(تجربه نشان داده که بعد العُسر یُسرای ما، یسرای کوتاهی دارد وباز تبدیل می شود به عُسر! مثل پارت خواستگاریمان)smile emoticon kolobok

ازآنجایی که ما آدم بی انصافی نبوده و نیستیم خدا را شکر میکنیم که خیلی از شانسها با ما یار بودند و بنابرین ما یار زیاد داشتیم!smile emoticon kolobok

بعدا متوجه شدیم که حریف ینی صابخونه ی سابق هم برادر خانوم بنگاهی که معامله در آن سرگرفته هست و یارهای حریف هم مشخص شد.

به همسایه خانه ی جدید گفتیم حاضری به عنوان شاهد به دادگاه بیایی، و او گفت بله!!!

و ما گفتیم مبارک است و وکیل گرفتیم ولی همسایه جا زد. smile emoticon kolobok

و ما ماندیم و یک عدد وکیل گرانقیمت که بعدا فهمیدیم خیلی هم منصف است.

ما احضاریه میفرستادیم و آنها می فرستادند. ما برای پارکینگ و آنها برای الباقی پولشان که دست ما بود....

درین بین پلیس و دادگاه خیلی سست عمل کردند و هیچکدام از ما دو تیم درین جریان ازآنها راضی نبودیم.smile emoticon kolobok

این جریانات باعث شده بود روحیه ی لطیف ما صدمه ببیند و ما روز به روز پوست استخوانی شدیم و یائسگی زودرس گرفتیم! smile emoticon kolobok

(یأس : نا امیدی)

خروارها قرص و دوا از داروخانه ها گونی گونی میاوردیم و دکتر بعدی آنها را نقض و داروی جدیدی جایگزین میکرد!smile emoticon kolobok

انگار دکترها هم رقابت داشتند با هم! هرکدام قرص تقویتی مخصوص خودش را می نوشت و قرص تقویتی آن یکی را قبول نداشت.

دفترچه بیمه با سرعت غیر قابل کنترلی تمام می شد. و یک پای مِچ کوچولو (اسم جدید موچالو) در اداره بیمه بود و یک پای پدر در بیمارستان...

(هم اکنون ما ضمن تایپ این متن، نشسته ایم که بیایند ما را به جرم احتکار دارو های نایاب شده به دلیل تحریم ببرند.)smile emoticon kolobok

شش ماه گذشت . یک روز باورنکردنی همه چیز مثل آب خوردن رو به راه شد! مشکل ما با پادرمیانی یکی از دوستان پدر و بنگاه نامبرده، کدخدامنشی حل شد. smile emoticon kolobok

آنها را بخشیدیم چون طلب عفو کردند و جبران خسارات.smile emoticon kolobok

بعد از دو هفده ما و موچالو تپل مپل شدیم و همچنان این روند ادامه دارد.

چیزی که واضح است همسایه نامبرده در مطلب قبل با ما راه نیامد!!!smile emoticon kolobok

حتما فک میکنید براش خیلی بد میشه!smile emoticon kolobok

متسفانه ما ازآن قبیل آدمای چوب به دست نیستیم که چوب به سوراخ های مجاز مثل آستین اینجور آدما کنیم!

احتمالا در اولین دیدار با آنها، ایشان را هم ببخشاییم!

همزمان با باز شدن گره های کور، روزنه های امید جشن عروسیمان پیدا شد و به زودی زود میرویم اثاثیه چینی ان شاء الله...

باشد که این روزهای خوش برای همه شما فقط یکبار تکرار شود، که کیفش به همان یکبار است.

smile emoticon kolobok

خود کرده را تدبیر نیست! | 

 



سلامون علیکم

باتری کیبودو موس باهم تموم شده.الان دارم بیشتر از همیشه واسه نوشتن این خزعفلات وقت میذارم.فک کن دونه دونه با موس رو کیبورد اسکرین!!!

اینم از موهبات پیشرفت علمه!

هنوز که مزایای وایرلس بودنش محرز نشده برام.حتما از آی کیومه. بگذریم

موچالو (یکی از القاب مشترک من و همسرجان، اینجا منظور همسرجان ) گیر داده که زمینه وبلاگت چشم رو میزنه. حالا یکی مرید خفن اینو بگه که ساعتی یه بار بیاد چک کنه جای تامل و تعللو و درنهایت شاید تعویضه. نه موچالویی که حتی یک دونه، فقط یه دونه کامنت حتی خصوصی یم نذاشته واسه دل خوشکنک!

هی!... زهی خیا....

ازونجایی که ما خیلی وقته به خرشانسی خود واقفیم و این موضو رو قبولیدیم بی هیچ غصه، کینه، کدورت و هر مورد مشابه اینایی که گفتم، ازین هم میگذریم و موچالومونو نمیزنیم.

ضمنا غیر از خراقبالی، ما یکی از سخی ترین موجودات این کره ی خاکی ایم. (چرا میگن خاکی؟آبی که بیشتره!)

امروز یک نکته ای رو کشفیدم. ما زمان مجردی با تو گپای دخترانه مون که یه حرفی رو در یه لحظه میگفتیم میپریدم سرو کله هم موی همدیگه رو میکشیدیم،

اعتقادمون این بود که هرکی سرعت عمل بالاتری داشته باشه و زودتر موی اون یکی رو بکشه بعدا شوهرش ازون یکی خوشگلتر میشه!!!

بعد چندین سال متوجه شدم که ما غیر از سخاوت و هزار خوبی دیگه که داریم، موجود سریع السیری نیز هستیم.

اینم چندمین شعری که سرودم:

خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره

خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره

(ینی فک کردی کار من نیس؟

خب پس بذار بقیشو بگم)

خونه ی ما در بزرگه، ماشین از در رد میشه

همسایه با ما راه نیاد براش خیلی بد میشه

 

خود کرده را تدبیر نیست! | 

 




صم بکم نشسته ایم...

ما قهر کرده ایم.

از خودمان؟.... نه.

از زندگیمان؟.... نه.

از جیگرطلایمان؟ ... نه.

نمیدانم. فکر کنم ادای مقهوران را درمی آوریم. شاید یکی بیاید چندوچوند را بپرسد و بگوید چه مرگت است؟

دلمان میخواهد ناز بیاوریم. ما یک شبه جمله ی گهربار داریم بنام زهی خیال باطل.
در این دوره تورم و نوسانات ارز اگر سیب زمینی کیلویی خداتومن باشد باز هم توفیری نمیکند، ناز ما خریدار ندارد.ناز کیلویی چند است.
ما ناامیدیم.گفته اند ناامیدی گناه است. چه کنیم.امید محال که نمیشود داشت. اما راه دیگری هم هست.
ما به جیگرطلایمان گفتیم هر زمان ما را دیدی که کز کرده به گوشه ای در فکریم بیا بپرس احوالمان را.شاید خوب شویم.
ایشان به ما رو نداده گفتند: بیخود کز خواهی کرد. ما یک قدم هم به سمتت برنخواهیم داشت.باشد که عاقل شوی.
گفتیم پس ما چه کنیم وقتی نیاز به ناز داشته باشیم. گفت ناز که این نیست.و برایمان مثالها زد. دیدیم نه، انگار تیرمان به سنگ خورده.ما به بهانه ی ناز مقهور نتوانیم شدن. و اینگونه بود که قوه ی قهارت در زندگی ما کمرنگ و محو شد.

خود کرده را تدبیر نیست! | 

 



حدودا یک سنه ونیم قبل در چنین ایامی (+ یک ماه) گروهی اشخاص به بیت ما آمدندsmile emoticon kolobok و از پدر گرامی ما پرسیدند سبیه تان در کجا بسر می برند؟ ما در مطبخ مضطربانه به اطراف می چرخیدیم...

دو تیم از برای مسائلی که ابدا مالی نبود رقابت می کردند. ما آدم منافقی از آب درآمدیم. آخر توی دلمان سخت شور میزد. در سرمان افکار روان پریشی که بدان استرس نیز گویند نفوذیت داشت. حالمان دیگرگون بود، فشار روانی داشت دیوانه مان میکرد. گهگاه پرده را پس میزدیم smile emoticon kolobokدزدکی به شاه شمشادقدان می نگریستیم و قند توی دلمان محلول می شد!smile emoticon kolobok

آخر آن شور زدن ها و این قند آب شدن ها به تولید محلول ORS انجامید. دلمان دل آشوب شد!smile emoticon kolobok

علاوه بر مای منافق یک اوی منافق دیگر هم در تیم ما حضور داشت. smile emoticon kolobok

دایی گرام بزرگ خاندان تیم ما بود که من و "حاج سید مصی چیچالو" حدودا از یک ماه قبل به او متمایس میشدیم و بقول معروف روی مخ ایشان کار میکردیم که به شستشوی مغزی وی انجامید.smile emoticon kolobok

ابتدای مجلس خان دایی جان حرفهای نامربوط زیاد میزدند که مارا سخت نا امید کرده بود. دست به دامن خدا شدیم تا دست ازین حرفهای بنیاد شکن برداشت.smile emoticon kolobok

یکی از آن حرفها که مخاطبش ما بودیم این بود: چو کردی با فیلبانان دوستی، بنا کن خانه ای فیلیستی!! نمیدونم کجای تیم مقابل شبیه فیلبان بود!!!smile emoticon kolobok ینی من فیل بودم؟ smile emoticon kolobok یا مصی؟ وجه اشتراکمون با فیل چی بود؟ گوش؟ خرطوم؟ گرند پا؟ زشت؟ د بیا!

(ما یک عکس بچگیامون با فیل گرفتیم، خداییش کنار هم هیچ وجه تشابهی نداریما! دیگه نمیدونم!)

نهایتا تیم ما از صدقه سری دو منافق شریف دست از سرسختی و مقاومت برداشت و تسلیم فیلبانان شد!smile emoticon kolobok

تو زندگی ما از نقش دو نفر که خیلی سرنوشت ساز شدند نمیشه غافل شد!

یکی بیروز عزیز

پسرخاله ی مصی جونم، که اگه اون نمیخواست استارت پسرخالشو بدست من بده تا براش استارت بزنم و یا اون زهره میخواست استارت بزنه بلکل باید دور خوشبختی رو خط میکشیدم یا فوق نهایتش میشدم هووی زهره! شایدم می ترشیدم کسی چه میدونه!؟

بعدیش هم همون قضیه منافق شدن دایی...smile emoticon kolobok

البته بیروز نقشش خیلی پررنگ تره! حالا یه روز ازش تقدیر تشکر میکنم، بعدی که حسابامون صاف شد! smile emoticon kolobok(بیروز: من: )

از اون زمان یک سال ونیم گذشت و من به حرف غریب دایی جان رسیدم. قبیله ای عجیبsmile emoticon kolobok با قابلیت یکی از یکی پیچیده تر!

مو شکافی شخصیتی (اونم واسه چنین شخصیتایی که تو تاریخ یه دونه بیشتر ازشون قالب نخورده!) برای منه آی کیو خیلی طاقت فرسا بود.smile emoticon kolobok

این داستان همچنان باقیست...

و در آخر یه توصیه به مجردا:

از مهمترین مزیت های زندگی در کانون گرم خانواده
نسبت به زندگی مجردی
"تقسیم پشه ها" بین اعضای خانوادست!!

پ ن عکس: شوشویی با رکابیِ سارافانی

------

به دلیل خنک بودن عریضه ابتدا پوزش و سپس چند بذله گویی را به سمع و نظرتان می رسانیم. باشد که بر ما ببخشایید.

>

آقا یه دقه وایسید !!! یه سوال! مرد و مردونه ! بالا غیرتن
چرا وقتی اس ام اس خالی میفرستیم ، انگلیسی حساب می کنن ؟؟؟!!

>

ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ...

>

آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق ویتارا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟


روابط عمومی شركت سایپا
 
خود کرده را تدبیر نیست! | 

 



l

------------------------------------

وختی که فکر میکنید شما را باید قاب کنند بزنند به دیوار آخر خیلی تابلویید،

 وختی که از زندگی نا امید شده اید،

 وختی که وقتی را درست نمینویسید!!!

وختی همه ی کائنات دست به دست هم دهند به مهر تا زندگی تو را کنند آباد! چه آااااابادی...

 صد رحمت به زلزله بمiq4u.blogfa

در همه ی این حال ها دو نقطه دی بزنید و حالشو ببرید

باور کنید این دو نقطه دی انرژیه هستگی را گذاشته توی جیبش

ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

وختی که دو نقطه دی (نیشخند) می زنید نه تنها خودتان از تشعشعات مثبت فراوان آن بهره خواهید برد بلکه همینطور امواج خوشگله دایره دایره (شاید هم بیضی بیضی (بستگی به طرز ایستادن یا نشستن شما دارد) ) از شما به بیرون و پس از آن به افراد دورو برتان تا شعاع چند مگامتری القا خواهد شدсмайлы

ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

مثالها:

وختی دو قدم راه میروید و میخورید به دیوار نیشخند بزنید چون که فهمیده اید آنجا بن بست استколобок

وختی دوباره به بن بست خوردید و ایندفه هم اتفاقا محکم خوردید و دندانهایتان ریخت توی دهنتان باز هم دو نقطه دی بزنید چون که دونقطه دیه تان ازین به بعد تنوع دارد و چه بسا امواج بیشتری ساطع کندколобок

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

وختی میروید جلوی آینه و خیلی غصه میخورید، دو نقطه دی بزنید و ذره ذره ی سعیه آخرین گوشه های مخفیه کشف نشده ی وجودتان را جمع کنید تا لاقل در چشم خود خیلی خوشتیپ و خوشگل و شیک به نظر بیاییدколобок

توجه داشته باشید که احساس خوب داشتن نسبت به خود، نیمی از خوشبختی است

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

وختی که امتحان دارید و برای پاس شدن آن هرچه ذکر هست به تعداد موهای سر مردمان روی زمین و کتاب آسمانی و کلا معنویات نذر میکنید، در صورت پاس نشدن یک پرینت قلابی از کارنامه تان با نرم افزارهای باحال ایجاد کرده برای نمایاندن به والدین عزیز (که اگر روشنفکرتر از اینی که هستند میشدند کار به اینجاها نمیکشید) حالا میتوانید دو نقطه دی بزنید

 

اما در صورت پاس شدنiq4u.blogfa  هرکار کنید عمرا نمیتوانید دونقطه دی بزنید◘، احتمالا بعد از یک عمر ریاضت کشیدن و ذکر گفتن و حافظ کل کتاب آسمانی شدن، نیمی از نذورات را باید در وصیت نامه تان قید کنید تا پسر بزرگتان برایتان ادا کند

ضمنا نگران آخرت خود نیز نباشید، بی شک این عمر پربار توشه ی سنگینی خواهد بود

بهشت رفتید یک سری هم  به ما بزنید، ما آن بالاها یک جایی نشستیم و داریم لباسهایمان را ست میکنیم که برویم دور بزنیم، راستی آنجا این دو نقطه دی ای که نتوانستید در دنیا بزنید◘ را به لب خواهید داشتl

ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

 و خیلی مثالهای دیگر....

------------------------------------

پ ن 1: اینجا گرد و خاک تکانی است، لطفا با ماسک وارد شوید

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 2: خدایا ما از شما متشکریم که هرچه هست حکمت توستو هرچه هست ناشکریه ما، ولی خب تو خدایی، ما ما

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 3: پسرخاله ی عزیزمان حامد جانه جوان ، گل آبیه نخبه ی خاندان (گل آبی سر هم خوانده شود) در دانشگاه شریفه صنعتیه شهین (ببخشید شریف) رشته مهندسی مکانیک با رتبه 13 جان به جان آفرین ... نه بذارید یه جور دیگه بگم،

( اصلا ولش... پزشو که دادم ، تبریکشم که بهش گفتم.)

این را هم بگوییم که ما مشاورش بودیم در همه ی دوران تحصیل و غیر تحصیلش

اگر ما برایش اینهمه دلسوزی نمیکردیم یک جایی قبول میشد مثل دانشگاه روبه روی دانشگاه ما.

توضیح: دانشگاه ما بزرگترین دانشگاه خاورمیانه استсмайлы

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 4: ما آدم چاخانی نیستیم، فقط گاهی تفننی که اون هم شوخیه چاخان که نیس! اصن به فرض محال که چاخان باشه تخصیر همنشینای چاخانه که شماها باشید

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 5: می گویند هرچه پ ن یه یک آپ بیشتر باشد، آن آپ اثر ماندگارتری خواهد بود.ملخک

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 6: یاد جارو بخیر، ما یک جارویی داریم که به ما گفته وختی مشرف بشی به نت پیام بدی که بیاییم ببینیمت (ما آدم مهمی هستیم) متسفانه ما تایم نتمان به تفنن هم نمی رسد... البته فعلا اینطوری است

(ما الکی همچنان امید داریم که پدر از خر شیطان بیایند پایین که ما سوار شویم)смайлики

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 7: ازینجا به همه ی آنهایی که نمیبینندمان و به یادمان هستند و نمیبینیمشان و به یادشان هستیم خسته نباشید میگوییم ، الافتان نمیکنیم به کارتان ادامه بدهید.

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 8: خیلی ما ما کردیم ، رشت ... ما را از سخاوت خود مستفیذ گردانید، ما مجبور بودیم برای این طرز نوشتن ما ما کنیم

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 9: خدایا ما چکار کنیم که پدر و مادر ما اینقدر زیاد ما را دوست نداشته باشند؟ خدایا باور کنید ما اصلا فرزند صالح و خلفی نیستیم.

 ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ....ღ

پ ن 10: ما یک اس مس در موبایلمان داریم که ناقص آمده هروقت میخواهیم بازش کنیم یا دیلت کنیمش کلا ریست می شود. تازه هیچوقت نتوانسته ایم بخوانیمش، دو حالت برایمان پیش آمده 1.توی کف اش مانده ایم 2. توی خماری اش مانده ایم... در کل مانده ایم چه بکنیم با این اس (این موبایل ما جی ال ایکس است شاید سیستم فیلترینگ دارد)

خود کرده را تدبیر نیست! |