
انیشتین ول کن نیست!
بابا دارم میام پیشت دیگه!
هی من نمیخوام که استاد بفهمه ما با هم نقشه هایی داریم!
آخرم انیشتین کار خودشو کرد؛ درست همون لحظه که میخواستم رو صندلی بشینم، استاد گفت : خانوم، شما بیاید اینجا بشینید لطفا ! 
ای داد بیداد، 
خدایا می بینی چه شانسی دارم من !؟
(البته من که میدونم دوستم داری که نذاشتی تقلب کنم !!! ) ![]()
استاد برگه رو داد بهم، وای هفت تا سوال از هر فصل یکی !
من اگه چار تای این 4 فصلی رو که خوندم هم درسته درست جواب بدم یه کم از نصف نمره بیشتر میشم !
ای خدا کاشکی یه فرجی بشه!
یعنی میشه یه امداد غیبی رو تو زندگیم تجربه کنم !
نه مثل اینکه خبری نیست! باید خودم دست به کار بشم!
سوال یک چقد آسون بود، به به احساس نابغه بودن میکنیم!
سوال دو چرا اینجوریه !!!
گفته ساده کنید ولی اینو که هر چی حلش میکنم بزرگ تر میشه !
از نصف خط رسید به دو خطو نیم! 
اه باید خطش بزنم ! همش غلطه ... 
باز دوباره ....
نه مثل اینکه این سوال حل بشو نیست! ![]()
سوال سه و چهار هم حل شد نمیدونم درست یا غلط ولی مهم اینه که حل شد!
سوال پنج رو با توجه به این چار فصلی که خوندم نصفه جواب دادم!
سوال ششو هفتو نمیتونم حل کنم؟
بذار ببینم مدار جمع کننده چی بیده؟ ...
مولتی پلکسر باز دیگه چه صیغه ایه؟ 
آخی تموم شد! وقت اضافه هم آوردم !
ایول بابا دمم گرم ...
فقط سوال 2 مونده ! بذار ببینم ...
اینجا که دیگه جا نداره برم صفحه ی بعد! ایول فکر کنم درسته همینه! ![]()
بالاخره با هر جون کندنی بود امتحان تموم شد !Finished 
یه نفس عمیق چقد میچسبه ها ! آخیش خیالم راحت شد! زیر ده نمیشم ! باید جشن بگیرم!!! 
انیشتین چرا اینقد تابلو بازی درآوردی؟ 
بی خیال ...
امتحان چطور بود؟
انیشتین:
گند زدم رفت پی کارش!
تو چی؟
من برای اینکه دلداریش بدم گفتم منم افتضاح...
ولی خدایی خیلی خوب جواب دادم! اصلا فکرشو نمیکردم اینقد آی کیوم کشش داشته باشه! 
ارشمیدس تو چیکار کردی؟ ![]()
...
این داستان بازم ادامه دارد ! منتظر قسمتهای بعدی باشید...
![]()
یکی بود، یکی دیگه هم بود! ولی یکی دیگه ، دیگه نبود، اونی که بود به اونی که نبود خیلی حسودیش میشد!
آخه نبود که ببینه چی به روزه اونایی که بودن میاد !
اونی که بود اسمش آی کیو بود!
اونی که نبود ، اسمش ...
!!!... آها! اون اصلا نبود!

یه روز آی کیو میره دانشگاه، از بخت بد روز امتحان و سخت ترین روز زندگیه آی کیوئه!
آخه آی کیو از 7 تا فصل فقط 4 تا شو خونده بود! اونم همه ی شبو بیدار مونده بود که یه چیزی حالیش شده بود! 
وای ... 5 دقیقه دیر رسیدم ! استاد برگه ها رو داده! وای خدای من ! انیشتین کجا نشسته! 
انیشتین دستشو تکون داد که آی کیو بیا اینجا ! 
(آخه تابلو ، استاد که فهمید که کاسه ای زیر نیم کاسه ست!) 
.....
قصه ی ما هنوز ادامه داره!
![]()
یه روز یه کامیون گلابی داشته تو جاده میرفته!
یه دفه میفته تو دست انداز ...
یکی از گلابیا میفته وسط جاده ...
برمیگرده به کامیون نگا می مکنه!
میگه : گلابیا ، گلابیا...
میگن : گلابی ، گلابی...
ماشین دورتر میشه!
صداشون ضعیفتر میشه!
گلابی میگه : گلابیا ، گلابیا...
گلابیا میگن : گلابی ، گلابی...
باز ماشین دورتر میشه!
گلابی میگه : گلابیا ، گلابیا...
اما صدای گلابی دیگه به گلابیا نمی رسه! ![]()
گلابیا موبایل راننده رو میگرن زنگ میزنن موبایل گلابی!
اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشتو تو جاده آنتن نمیداد! ![]()
ولی گلابی یکیو پیدا کرد که خط 2لتی داشت... ![]()
با اون زنگ زد به موبایل راننده!
گفت : گوشیو بده به گلابیا!
گلابیا ، گلابیا ...
گلابیا گفتن : گلابی ، گلابی...
واقعا دوست داری بازم ادامه داشته باشه؟! ![]()

) ۵ دقیقه طراحی شده و دوباره باید روش کار بشه!

منبع :
Http://my mobile.messages.Sms.inbox.Hamed (pesar khale)
نکته : این پست پ ن ندارد!!!۰
اینم گلابی قصه ی ما:


دانی که چیست رفتن، از یار دل بریدن؟؟؟
سرکار گذاشتن اونم ، بعدش خفن خندیدن!
♦
○
○
♦
دل در قفــــــس فســـــــــــــــــردن
بغض و گلــــــو فشـــــــــــــــــردن
♦
○
○
♦
نه تو ندانی هرگز! سهم منست اینها!
سهم من از روزگار، از سرنوشتو دنیا!
♦
○
○
♦
تنها نشسته ام من، سر روی زانوی غم
غم خسته از دل من، قلبی سیاهِ ماتم
♦
○
○
♦
چاره ندارم اینبار دلِ سیاهِ خود را
باید رها کنم من، از قفس ِ ناله ها
♦
○
○
♦
واسه سیاهیشم که یه فکر ِ بکر ز بنده:
یکی دو پیمانه از مایع سفید کننده ![]()
♦
○
○
♦
مرگ آن نیست که در قبر سیاه خاک شوی!
مرگ آن است که در خاطر تو با همه ی خاطره ها پاک شوی!
یعنی اگه اول اینطوری بودی:

حالا بشی اینطوری:

![]()
![]()
![]()

ضمیمه: آخی نازی ![]()
پ ن: این پست بدون شرح است!
تبریک: ولادت حضرت زینب و روز پرستار مبارک! ![]()
تشکر: از همه ی دوستان بابت نظرات ممنون!![]()
احوالپرسی: سلام حال شما خوپه؟ ![]()
نامشخص: ![]()
مبالغه:![]()
![]()
آها یه چیـــــــــز دیگه:
بهش میگن اطلاعیـــــــــــــــــــــه:
قسمت Sms های دریافتی راه اندازی شد!
فور یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ![]()


داستان یک آی کیو! قسمت دوم
اسه مس دونی
♥

.:: آی کیو ::.


