
![]()
آن هنگام که به خواب ناز رفتم ،
عشقم را دیدم ، من بهش زل زده بودم اونم به من!
بهش گفتم : خیلی دوست دارم ! ![]()
یه لبخند قشنگ رو لباش نقش بست...
منم خندیدم ...
اینقدر خوشحال بودم که (در این مواقع میگن توی پوستم نمیگنجیدم!
)
گفتم : تو کیستی که اینگونه بی تو بی تابم! شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم!
گفت : برو خودتو سیاه کن ! پس الان عمه ی من خوابه!
![]()
پ ن : بر گرفته از داستان شیرینو فرهاده آی کیوئی! ![]()
![]()
![]()
بدین وسیله اعلام میگردد، متعاقب دریافت نمرات درخشان و بسی دلگرم کننده ،
ازین پس حضوری کمرنگتر در صحنه ی این جهان مجازی خواهیم داشت ...
![]()
از همه ی بازدیدکنندگان گرامی و دوستان محترم که تا بحال و نیز ازین پس ما را یاد کرده و سری هرچند اندک به کلبه ی درویشیمان می زنند ، کمال تشکر و قدردانی را داشته و برایتان آرزوی بهترین ها را داریم. ![]()
و من الله التوقیف (آخ ببخشید »» و من الله التوفیق«« )
پ ن : ما » آی کیو و آی کیو اینشتین و خواجه عبدالله آی کیوئی و مهندس آی کیو و... ![]()
![]()
بدون شرح
![]()
دانلود عکسهای دوران آی کیوئیه من تا امروز ! 
حجم : 1028*78.54 گیگا بایت
![]()
![]()
![]()


تو را آی کیو این دو روزه چه شد؟
که از دوری تو همی نت فسرد 
***
بگفت آی کیو جان که ای دوستان
نبینم شما را چنین نگران 
***
نبودم از اینست که در دست راست
همان که اشاره بدان عضو رواست (منظور انگشت اشاره دست راست) 
***
روزگاریست دستمان بسته از کار و بار
خلاصه بگویم و تو گوش دار
***
چندیست که انگشت کسالت دارد
می گویند نباید ماوسو کیبورد فشارد 
قسمت نثر :
از همان روز زندگانی برایم سخت شد و روزها بکامم تلخ و شب ها تاریکی خود را بر گلویم می فشرد ..
انگار همه ی کائنات میخواستند خفه ام کنند و بغض از همه بدتر 
قسمت خالیبندی:
بعد منم همشونو هل (عجب اشتباه ضایعی
نوشته بودم هول) دادم انداختمشون یه طرفو بهشون گفتم : ای بابا چند نفر به یه نفر، ناسلامتی من انگشتم ناراحته! بذارید انگشتم خوب شه بعد اگه راس میگین بیاین خفم کنین! 
پ ن: و واقعا هم انگشتم به سان بادکنک ورم کرده ، و پدر عزیزمان نیز به دلیل شدت علاقه ما را از همنشینی با ماوسو سیستمو ... معذور داشته اند و دلیلشان هم این بوده که : بچه بس که نشستی با این ماوس وررفتی صبح تا شب انگشتت به این روز افتاده ! نه واقعا تو توی شبانه روز چند بار کلیک میکنی ؟ (و عجب سوال سختی پدر پرسید!!! ) 
بعد ما هم کم نیاورده گفتیم : پدر جان ! ما وقتی این رشته را انتخاب کردیم تمام مشکلات و بیماریهای آن را به جان خریدیم!!! (عجب خالیبندیی! ) 
خب بابا جونم بدین صورت ما را قرنطینه کرد تا ببینن که مشکل انگشتمان چیست! و گویا به نتیجه ای نرسیده و دوباره سیستم راه افتاد!!! 
الانم قراره بریم یه متخصص انگشت اشاره ی اطفال (راستی شما یه متخصص یا فوق تخصص خوب سراغ ندارین؟)
در پایان از همه دوستان که این چند روزه کامنت گذاشتن و جوابی نگرفتن تشکر میکنم و خیلی هم معذرت میخوام! سعی میکنم در اسرع وقت از دلشون درآرم.

من قراره ایشالا وقتی درسم تموم شد، ماوسو بذارم کنار با کیبورد کار کنم!

شما چی؟؟؟
پ ن۱ : رشته :مهندسی آی تی . 
پ ن۲: یاد بگیرین نصف شمام
؛ هدفو داشتین
!!!
شما هم لطفا از همین الان هدفاتونو مشخص کنید و تصمیم بگیرید که هر چه سریعتر به مرحله عمل برسه
.
موفق باشید... 
در کدام گزینه کلمات مترادف هستند؟

الف) help و F1 و کمک و SoS 
ب) @ و الهی دورت بگردم.. 
ج) ویروس و کرم و تروجان و اسپم 
د) گزینه ی الف و د صحیح است. 
هـ ) هیچکدام 
پ ن: ابتدا بر روی گزینه ی مورد نظر کلیک کنید و سپس دکمه ی ثبت را فشار دهید.
«گربه موش را خورد!»
![]()
الف) موش ![]()
ب) گربه ![]()
ج) خورد ![]()
د) تو شکم گربه ![]()
هـ) را ![]()
فرض: یک حشره ی بالدار داریم. 
حکم : گوشهای حشره در بالهایش قرار دارند. 
برای اینکه حکم را اثبات کنیم ، سه مرحله را باید انجام دهیم:
۱. ابتدا منتظر می مانیم حشره جایی بنشیند... بعد به او می گوییم بپر... 
(مشاهده خواهید کرد که می پرد!)
۲. اینبار یکی از بالهایش را کنده و به او می گوییم بپر!
(مشاهده خواهید کرد که با هر زحمتی است می پرد!) 
۳. اینبار بال دیگرش را نیز کنده و باز از او میخواهیم که بپرد...
(نمی پرد.. بلند تر می گوییم بازم نمی پرد...
)
حکم ثابت می شود...
معلوم میشود که حشره کر شده است؛ بنابراین گوش حشره در بالهایش قرار دارد...
از طریق استقراء تعمیمی این مطلب برای بقیه ی حشرات بالدار نیز اثبات میشود.
پ ن : این کار بسیار غیراخلاقی بوده و به شما توصیه نمی شود این اثبات را انجام دهید... (توضیح اینکه : ما مجبور بوده ایم - برای پیشرفت علم لازم بود.
)
....:::. آی کیو اینشتین.:::....
دوست عزیزم سونیا جون ، بهت تبریک میگم ؛
ولی... 
سونیای عزیزم تو خیلی گلی که همچین قالب داغونیو گذاشتی جای قالبت من واقعا معذرت میخوام نمیدونم چرا عکساش لود نشدن و...
من خودم امتحانش کرده بودم رو یه وبلاگ دیگه...
به هر حال معذرت میخوام ... 
من سعی آی کیوئیمو میکنم تا یه قالب خوب (امیدوارم) درست کنم واست... 

به برندگان مسابقه بلیط رفت و برگشت مشهد مقدس داده خواهد شد، ( برداشت اشتباه نکنید
(هیچ گونه مسئولیتی را در مقابل برداشت نادرست شما قبول نمیکنیم!) ؛ منظور: بلیط اتوبوس شرکت واحد )
نه یه شوخی بود ؛
با برنده در باره ی جایزه به تفاهم خواهیم رسید... 
خب یه توضیح مختصر در مورد مسابقه : من الان جواب مسابقه رو تو ذهنم دارم؛ شما سوال بپرسید مثلا جانداره؟ بعد منم جوابشو تو کامنت خودتون میذارم (دقت کنید که فقط بله یا خیر جوابتونه پس از طرح سوالات چرا و چگونه و ... که نیاز به توضیح دارن بپرهیزید!)
اگه مشکلی داشتید تو کامنت بگید تا بیشتر توضیح بدم... 
قربونتون آی کیو فور یو 
پ ن: مصلوب عشق (زهرای عزیز) اون قلبه که تالوپ تولوپ میکنه ، فقط به خاطر توئه دوست گلم! 
برای حل این مشکل یک عدد کش لازم است (توجه کنید که محکم باشد.) یک طرف کش را حلقه کرده و سر دیگر آن را به سقف وصل کنید؛ حال یک جسم بلند برداشته زیر پایتان قرار دهید.(هر چه ارتفاع جسم از زمین بیشتر باشد ، بهتر است.) همه چیز آماده است.
شما می توانید از روی جسم بلند به طرف زمین پریده و پس از مدتی از نفس کشیدن راحت شوید. دیگر مشکلی نیست. 
پ ن:
1. قابلیت ارتجاعی کش باید بسیار بالا باشد. 
2. مزایای مرگ مغزی را در پستهای قبل توضیح دادیم؛ دیگر نیازی به تکرار نیست.
3. امیدواریم که با دادن حداقل یک عضو زندگی اخروی خود را تضمین کنید. 
سازمان جهانی پیوند اعضا
و با تشکر از وب سایت آی کیووووو که ما را در انجام این امر خیر یاری می کنند.


ایشون از من خواستن از همه ی شماهایی که لطف داشتین تشکر کنم...

به زودی خودشون پستهای جدید میذارن!!! 
دلیل نیومدنشونم اینه که پزشک معالج دستور فرمودن که فعلا ورزش کنن و از مسائل کاری و فکری که به آی کیو فشار میاره خودداری کنن...
خواجه و تجویز پزشک:


روزی رقعتی (نامه ای) فرمودیم به رفیق شفیق خواجه حافظ شیرازی تا نشاطی کنیم.
در آن نبشته بودیم:
« السلام علیک یا خواجه ؛ زندگانی خواجه دراز باد.
و اما بعد ؛ غرض آن بود که شما را از حال ناخوشمان خبر دهم ؛ علی ای حال قلم در نهادم تا بگویم حلال کنید مرا ؛ فردا روز عملی در پیش دارم ؛ که به آن گویند جراحی قلب باز ، آری یک جراحی اندک است تا دریچه ی دل را به روی خواجه بگشایم. »

خواجه حافظ هم ما را به حال خود نگذارد؛

دیگر روز ؛ گاهی که شب از نیمه گذشته و خواب به خان هفتم رسیده ، در را کوبیدند کوبیدنی ! که از جای بشدم و خواب گرانقدر نیز از سر به در شد؛ انگشت تعجب بر دندان حیرت بماند که کیست در این بامدادان که در را در آورد ز جای!!! پیکی بود
که رقعتی به همراه داشت از جانب خواجه :

« السلام علیک یا خواجه ؛ زندگانی خواجه آی کیو دراز باد.
و اما بعد؛ غرض مزاحمت بود که بحمدالله حاصل شد؛ »
چنین بود که شعری بفرمودیم در این باب:
گفتا زکه نالیم از ماست که بر ماست/ بنگر که ز شوخیو سرکار چه برخاست 
منبع: کتاب تاریخچه ی اسه مس به تألیف دکتر آی کیو فور یو 
توضیح آی کیوئی
این پست رو به دلیل کسالت خواجه (به خاطر جراحی قلب) خودم گذاشتم...
واسه سلامتیشون دعا کنید...
پ ن: 
در این مبحث می پردازیم به قانونهای دوست عزیزم جناب اسحاق خان نیوتن…
- قانون اول: اگر سیبی یا هر چیزی بر سر مبارکتان افتاد از درختی و دردتان گرفت، از سیب بیچاره ناراحت نشوید لطفا دست نگه دارید؛ او که تقصیری ندارد این جاذبه زمین است که سرتان را به درد آورده است… حالا اگر می توانید حساب جاذبه را برسید..

طبق قانون اول نیوتن جان عزیز عمرا اگر بتوانید (اگر می توانید در کامنت پیشنهاد دهید تا بررسی شود...)
- قانون دوم: هر جسمی که به جسم دیگر نیرویی وارد میکند .. آن جسم نیز مقابله به مثل کرده و نیرویی بر خلاف نیروی جسم اول به آن وارد میکند... طبق این قانون شما باید در مقابل حرفهایی که به شما گفته میشود ، عکس العمل نشان دهید ... باید توجه داشت که نیروی عمل و عکس العمل هم اندازه و در خلاف جهت هم اند و جمع برداری آنها صفر است. بنابراین سعی کنید بحثتان به جاهای باریک نکشد و عکس العمل برابر عمل باشد نه بیشتر.

مثال: شخص اول: سلام ! خوبی عزیزم..
شخص دوم: سلام! ممنون خوبم عزیز... 
در مثال بالا عمل و عکس العمل هم اندازه و در خلاف جهت یکدیگرند یعنی شخص اول به دوم سلام میکند و شخص دوم به اول...
مثال 2 : شخص اول: #@$ (یک حرف خلاف ادب)
شخص دوم: خودتی! 
در مثال بالا خودتی یک استثناست ودر هر موردی یک عکس العمل مساویه عمل و خلاف جهت آن است...
مثال 3:
در این مثال ؛ مثال 2 بررسی میشود با این تفاوت که
شخص دوم به جای خودتی میگوید : #@%&^*%$@#%#&*^*^*)@#@
این مغایرت با قانون دوم نیوتن داشته و جمع برداری آن صفر نبوده و کار به جاهای بسیار باریک کشیده میشود. 
همیشه تا برآید ماه و خورشید
مرا باشد به آی کیویم امید 
***
نبُرّم از تو امید آی کیو جان
که از تو آی کیوتر هم بدیدم 
***
تو زیر خط نرمالی ولی باز
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم 
پ ن: قالب شعر: قطعه غزله مثنویه نیمایی

* Love Post *
اسه مس دونی
♥ 

آی کیو در مورد موبایل می پرسد!!!
.:: آی کیو ::.
آی تی نایس


○