|
|
به نام خدا ... بیستم شهریور 1388 پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
سلام با یک عدد همچین چیزایی، < توضیح اسمایل (برای اونایی که منو خیلی دوس دارنو نمیتونن گریمو ببینن! گریه از سر دلتنگیو اشک شوق برگشتو کمی هم مظلوم نماییه (
((ایشون بخشی از کامنت یکی از دوستانه که به ما لطف دارن)) >> هر بار که آمدم به صد شوق و امید در جواب این بیت: ای دوست که لطف تو مرا قابل داشت چندیست که هوش از سر من پا برداشت سرگرم شدیم به حالی سرمَشت احوال وخیمی که به ما عارض گشت (سرمشت : همون سرمست خودمون! ببخشید ما یخده س رو خوب نیتونیم تلفظ کنیم. البت س اول سرمشت بخاطر وجود انرژی باهر جون کندنی بود... چیه؟ خب شعر قافیه میخواد دیگه) خب همین اول زیاد خودمو خسته نمیکنم. قبل اینکه برم اول نماز روزتون قبول باشه... دوم بیست و سوم منو فراموش نکنین.
*** "بدون شرح" ادامه ی ملطب پ ن: مطمئنا برا این بدون شرح حاشیه میسازین!
ادامــه
خود کرده را تدبیـــر نیست!
|
|


به نام خدا ... بیستم شهریور 1388
>
)
< 





برا همین یه کم شرح میدیم که این تصویر فقطو فقط یه عکسه و هیچ معنی و مفهومی نداره به هیچ ارگانی هم وابسته نیس
اسه مس دونی
♥ 
صفحه نخست
○